ذبيح الله صفا

1552

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

پارسىنويسان عهد دربارهء آنان سخن گفت و چنين نيز كرده‌ام مگر در مورد بعضى از مؤلفان كه بدوباره گفتن حاجت نيفتاد . تواريخ عمومى عالم پيش از شروع بمعرفى اين دسته از كتابها كه اساسىترين تأليفات تاريخى اين دوره‌اند ، بايد دانست كه عالم در نظر مورخان عهد بيشتر عالم ايرانى و اسلامى يا عالميست كه روايتهاى ايرانى و اسلامى بدانها توجه دارد . مثلا در اين عالم يونان و روم و چين و ماچين و هند پيش از هجوم مسلمان و مانندگان آنها محلى چندان معتبر ندارند و شناختها دربارهء آنها بسيار محدود و گاه هيچست . معمولا مورخان موضوع را از خلقت عالم ، آن هم بروايتهاى دينى كه داشتند آغاز مىكردند و سپس بنابر حديثها و خبرهايى كه بدانان رسيده بود بموضوع خلقت آدم صفى الله و ذكر سرگذشت پيامبران ( قصص انبيا ) مىپرداختند و آنگاه جداگانه تاريخ داستانى ايران را از گيومرث ( بعنوان نخستين شاه نه نخستين نمونهء بشر ) آغاز مىنمودند و تا پايان عهد ساسانى به پيش مىآمدند و طبعا سلسلهء روايات آنها درين زمينه بخداينامه‌ها و ديگر مأخذهاى ايرانى منتهى مىشد كه در كتابهاى مورخان اسلامى از طبرى ببعد نقل شده و بويژه از شاهنامهء استاد طوس متأثر بوده است . در بعضى از اين كتابهاى تاريخ عمومى جهان بپادشاهان كشورها و اقوام ديگرى هم توجه مىشد مثلا به تبّع يمن ، بنى لحم ، عمالقه ، كلدانيان ، بنى اسرائيل ، حكمرانان روم و فرنگ و جز آنها ، اما همهء اين اشارتها عادة مجمل و دور از توضيحات كافى بود . - بعد ازين مقدماتست كه تاريخ اسلام با شرح زندگانى پيامبر آغاز مىشود و به پيش مىرود و به زودى با تاريخ سلسله‌هاى ايرانى كه از عهد بنى العباس در ايران ظهور كردند درمىآميزد و بجانب قرنهاى متأخر سير مىنمايد و اندك‌اندك باقتضاى بانيان كار [ يعنى آنان كه تاريخ برايشان يا به امرشان نگاشته مىشد ] شعب مختلفى پيدا مىكند و بناحيتهاى تازه‌يى از ايران و انيران كشانيده مىشود . همانطور كه پيش ازين گفته‌ام تاريخهاى عمومى اين عهد در حقيقت